
شمس الحق، شاه مسند نشین
شمس الحق، شاه مسند نشین
یک قدم بر نفس خود نه ، آن دگر بر کوی دوست
چه کند با کشش دل
بی حجابانه درآ از در کاشانه ما
خواهی که خدا کار نکو با تو کند
دل و خدا
تو را یک پند بس در هر دو عالم
آشنای درون
در عمل اخلاص می باید نخست
شمس الحق، شاه مسند نشین
حدیث دوست
کمال همنشینی
وصال رب
منم عاشق به سردار مدینه
صلوات
شمس الحق، شاع مسند نشین
دل وجانم فدای یار
دوستداران یاد باد
آتش بر مفرش دل
گفتی که تو را عذاب خواهم کرد
یاران سه قسمند
تو مرا جام و جهانی
هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد
خانه دل خالی ز اغیار
رسم دنیا
غبار راه گذارت کجاست تا حافظ
ذکر عریان است ذکر عاشقان
گرت هوای معشوق نگسلد پیوند