
قوت جوانی را صرف طاعات و عبادات نمایند و حدیث شَابٌ نَشَأَ فِی عِبَادَةِ اللهِ شنونده باشند.حضرت پیامبر ﷺ در آن فرمودهاند۷ گروه که در قیامت زیر سایهی خود پناه می دهد که یکی از آنان جوانی است که در عبادت خداوند متعال رشد و نشأت داشته باشد
قوت جوانی را صرف طاعات و عبادات نمایند و حدیث شَابٌ نَشَأَ فِی عِبَادَةِ اللهِ شنونده باشند.حضرت پیامبر ﷺ در آن فرمودهاند۷ گروه که در قیامت زیر سایهی خود پناه می دهد که یکی از آنان جوانی است که در عبادت خداوند متعال رشد و نشأت داشته باشد
رابطهی محبت است که محبّ را همواره با محبوب میدارد و به صفات کامله او موصوف میسازد و طالب را به رنگ مطلوب میبرآرد و جوش عشق است که سالک را از وجود بشریت سبکبار میکند و از تنگنای انانیت میرهاند، او را از او میرباید و بی او در حریم قدس جا میدهد و به منازل قرب می رساند.
پس بر ما پسماندگان ناگزیر است که عمر دو روزه را به غفلت نگذرانیم و به خواب خرگوش نسازیم و به این سرای فانی دلبند نشویم و فریفتهی این قحبهی غدار نگرویم
از نعمتهای خداوندی جَلَّ سلطانه چه توان نوشت که ظاهر و باطن را احاطه کرده است.تا به ترک ظاهر اثم شکر نعمتهای ظاهره ادا یابد و به ترک باطن اثم که گرفتاری و التفات به ماسوا از جمله آن است، شکر نعمتهای باطنه به حصول انجامد.
اوقات را در طاعات و عبادات و ذکر و فکر صرف نمایند و زاد سفر طویل را مهیا سازند، کریمهی وَلْتَنظُرْ نَفۡسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ را نیک تأمّل کنند
رضایت به نعمت و مصیبت.علامت محبت به خداوند متعال برابری انعام(نعمت دادن) و ایلام(به درد آوردن و رنج افکندن) محبوب است
مدار کار بر استقامت است، اَلاِسْتِقَامَةُ فَوقُ الکَرَامَةِ (استقامت بر شریعت از کرامت و خوارق عادات بهتر است).، امثال ما بوالهوسان که هوس استقامت کنیم و دَم از استقامت زنیم، هوس و خیال است!
مقصود از سیر و سلوک تکمیل ایمان است نه تماشای صور غیبیه که داخل عبث است. هرگاه خواهی که اظهار کرامت و خرق عادات نمایی و خلق را معتقد خودگردانی و از این راه از مردم امتیاز پیدا کنی هر آیینه کبر و ریا و هستی پدید آید
و دوام توجه و اقبال را به جناب قدس او از اجلّ نعم دانید و استهلاک و اضمحلال در فضای اطلاق اعظم مقاصد شمارید،و بر محبت و اطاعت شیوخ مستقیم باشید که مدار این راه بر آن است. و عروةالوثقی شریعت غرّا را از دست ندهید و سنن نبویّه ﷺ را به دندان محکم بگیرید
به زبان دل تکرار لفظ مبارک الله الله کنند، چنانچه در دل حرفی بگذارند، در این ذکر حبس دَم[نَفَس] نکنند، و نه دَم[نَفَس] را در ذکر دخل دهند و دَم[نَفَس] بطور خود میآمده باشد و زبان را اصلاً حرکت ندهند،
از اموال نامیه و انعام سایمه زکات، به مصارف آن به رغبت باید داد.هرگز صدقه، از مال کم نمیکند، و يقيناً خداوند در برابر گذشت بندهاش، عزت او را زياد میکند، و هر بندهای برای خدا تواضع کند، خداوند عز و جل (مقام) او را بلند میگرداند.
در اتباع #سنت به جان کوشند. تشبه را به سرور دین و دنیا ﷺ در تمامی امور جزئی و کلی و عادات عبادات سعادت عظمی دانند و مثمر برکات و منتج درجات عالی تصور نمایند.
هرکسی این سه عمل را ننگ نداند، پس او مؤمن است: خدمت به همسر و خانواده، همنشینی با فقیران و همسفره شدن با خادمان. این اعمال از علامات مؤمنینی است که خداوند آنان را در کتابش توصیف کرده است؛ همانا آنان حقیقتاً مؤمنان واقعی هستند
نعمت خوشگوار در این حیات بیمدار، تعطش و انتظار است و التهاب از شوق احدیت و درد و حزن و اضطراب است در هوای هویت این شوق و اندوه، این شوق و اندوه، سرمایهی سعادت است و این اضطراب و التهاب سرچشمه یافت. است و این اضطراب و التهاب سرچشمه یافت.
این حیات چندروزه بسی مغتنم است، باید که در اهم امور صرف یابد.و هرکس باید بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده استبهترین توشهها ورع و تقوا است. اتیان اعمال خیر آسانتر است بر نفس از اجتناب معاصی و هر عمل که اشق است بر نفس اجر آن به اضافه زیاده است.
حق سبحانه آدمی را مهمل نیافریده و بطور او نگذاشته تا هرچه داند بکند و هرگونه خواهد زندگانی نمایدعمر چند روز بسی عزیز است و فرصت مغتنم، باید که در اهم امور صرف یابد، افسوس است که به بیهوده و بیمعنی بگذرد
شریعت را سه جزو است: علم و عمل و اخلاص. علم و عمل را علمای ظاهر متکفلاند. حقیقت اخلاص که جزو ثالث است، مربوط به معرفت و وابسته به خدمت صوفیه کرام که علمای باطناند.
کمر همت را در احیای #سنت #پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بربندد، در ظلمات بدعت که عالم را فرا گرفته است در این طور وقت علی الخصوص احیای سنت کاریست بزرگ.
دنیا جای عیش و آسایش نیست، محل کشت و کار است و موطن طاعات و عبادت. عیش و آسایش معدّ به آخرت است، محنت اینجا منتج راحت آنجاست،
خداوند متعال آدمی را مهمل نیافریده و به طور او نگذاشته تا هر چه داند بکند و موافق هوای نفس و خواهش طبیعت زندگانی نماید،دنیا محل زراعت است، در وقت زراعت به عیش پرداختن و به لذات فانیّه غیرمرضیه ساختن، خود را از عیش ابد مرضی بازداشتن است.
عاقل آنست که به این چنین متاع فاسد، فریفته نشود و به چنین کالای فاسد گرفتار نگردد و در این فرصت قلیل رضامندی مولای حقیقی جل شأنه حاصل نماید و توشهی آخرت آماده سازد. دنیا به ظاهر شیرین است و به صورت طراوت دارد،
درهای توبه مفتوح است و از تقصیرات که هیچکس از آن خالی نیست، عفو و مغفرت خواهند و به زاری مستغفر بوند
به درستی که کمالات صوری و معنوی در دایره شریعت بیضاء گنجانده شده و در تبعیت و پیروی پیامبر اکرم ﷺ محصور داشته است.
بهترین طریق از برای سلوک و تسلیت راه حق جل و علا، طریقه علیه نقشبندیه. و طریقی است که اقرب طرق بود و البته موصل باشد و نهایت در بدایت آن مندرج بود و بعد از وصول به درجه کمال آگاه ایشان فوق آگاهی دیگران گشته. است
معارف الهی تعالی افضل از خوارق عادات و کشف مغیبات از مخلوقات است، زیرا که معارف، کشف اسرار ذات و صفات واجبی تعالی و تقدس است
راهی که به قرب ولایت تعلّق دارد و راهی که به قرب نبوّت متعلق است، منافاتی به این تحقیق ندارد
کسی که با اهل الله، محض از برای دنیا صحبت دارد و آخرت ملحوظ نبود، از برکاتشان محروم مطلق است و خسران دنیا و آخرت نصیب وقت اوست؛
هدایت کردن حق سبحانه و تعالی بنده را به صراط_مستقیم عبارت از آن است که هر ضیقی که در صدر وی بود.دور کندو هیچ تنگی در سینه وی از هیچ وجه نماند و یسر تام در امتثال اوامر و انتها از نواهی حاصل آید
حضور به نوعی باشد که نفس حاضر نیز در میان نبود و رخت به صحرای عدم کشد و حضور خودبخود روی دهد.الله تعالی از رقت ماسوا محرر کند و در مدارج قرب ترقیات دهد
فلاح حقیقی در ترک استیفای لذّات است مهماامکن و هر که مرتکب است و معالجهی آن در کار دارد نیز از مضرت آن رسته است.
گفت روزی حضرت بایزید بسطامی رحمه الله بعد از نماز عصر دست به دعا برداشته بود، من نیز در آن دعا شریک بودم و دست برداشتهام آمین می گفتم؛ به طفیل آن دعا را بخشیدند
لذت وصال زیاده از لذت جنات نعیم است و الم فراق بدتر از ع لذت طاعت و فرمانبرداری صاحب حقیقی را زیاده از لذت محرمات باید دانست.ذاب جحیم.
دوام حضور نسبت به باطن ممکن، بلکه واقع است علی الخصوص در طریقه ما، به کرم الله سبحانه این دوام یسیر الحصول است و در ابتدا دست می دهداین دوام به ظاهر متعسر است، چرا که ظاهر را که به کثرت آویخته است، از غفلت چاره نیست، و از خواب و اختلاط با مردم گذر نه.
اوقات را به ذکر و مراقبه بسر برند، به حدی که دل را انقطاع تام از ماسوای خداوند متعال حاصل آید و تعلق حبی و علمی او از اشیا زائل گردد؛ حضور مع الله سبحانه وصف ذاتی دل شود و از تصنع و تکلف یادکرد وارد، چنانچه سمع صفت سامعه و بصر صفت باصره.
مقصود از فنای نفس زوال گرفتاری مادون حق سبحانه و تعالی است چه آفاق و چه انفس که سم قاتل و مرض مهلک است،
چون آوان آخرالزمان است و دین سستی پیدا کرده است و #سنت متروک گشته و بدعت شایعه شده، تحصیل علوم و نشر آن در این طور وقت ظلمانی از اهم مهام است و #احیای_سنت محمدیه ﷺ از اعظم مقاصد.
اگر از احوال و مواجید هیچ ظاهر نشود و استقامت بر شریعت و سنّت و بر محبت حضرت ایشان[منظور پیر و مرشد] باشد، باکی ندارد و از حقیقت بینصیب نیست.
عمر چند روزه را در اهم امور که معرفت خداوند است صرف نمایند و احیای لیالی و گریه سحری را از مغتنمات شمرند و شبهای تار را به انوار و اذکار روشن دارند
معرفت شرط عبادت آمد و عبادت بیمعرفت صورت نبندد و چیزی که مطلوب بی آن تمام نشود آن چیز نیز واجب و مطلوب است.مقصود از خلقت انسان تحصیل معرفت خداوند است
وحدت و کثرت ضد یکدیگرند؛ طالب وحدت را ترک کثرت ناگزیر است، هر قدر جهات کثرت با خود دارد همان قدر دور و مهجور است.
وصول به مطلوب بی گذشتن از خود ممکن نیست.طالب حق جل و علا تا از لباس عاریتی منخلع نشود و از مادون او نرهد و از منتسبات تهی نگردد و از خود نگذرد، راهی بجناب قدس او سبحانه نیابد و متخلق به اخلاق باقیه نگردد.
اوقات را معمور دارند و در اهم امور صرف نمایند و در سرّ و عقلانیه به خوف و تقوا بوند و قوت جوانی را مصروف طاعات سازند
تلوینات احوال بعضی طالبان را که در اثنای راه دست میدهد، پیش از وصول به درجه فنا و بقا از مطالب نیست و غیر حق تعالی است.
شریعت غرا عمل نمایید و سنت مصطفی ﷺ را در همه امور پیشوا سازید که نجات اخروی و وصول به درجات قرب الهی جل شانه مربوط به آن است و احیای لیالی و گریه سحری را غنیمت باید داشت و از انهماک در لذات فانیه محترز باید بود که باطن را مکدر و بی رونق میسازد و با همه کس خندان و گشاده ابرو باید پیش آمد
حقیقت بندگی و حلاوت طاعات وقتی به حصول انجامد که قبلهی توجه جز بارگاه صمدیت نبود و مرجع حقیقی در همه امور حق سبحانه باشد
هدایت کردن حق سبحانه و تعالی بنده را به #صراط_مستقیم عبارت از آن است که هر ضیقی که در صدر وی بود دور کند و این امور را عین صواب و انسب بیند و به طوع و رغبت تام از این اشیا راضی گردد؛
هر رنج و الم که میرسد، چون به تقدیر و اراده خداوندی است، غیر از رضامندی چاره و گذر نیست. بر وظایف طاعات چُست باشند و بر اوجاع امراض صبر و شکیبایی نمایند و عافیت را از کرم او سبحانه طلب نمایند
طالبان حق جل و علا از فعل او سبحانه باید که شاد و خرم باشند، بلکه لذت گیرند.شیرینی دنیا تلخی آقلّت تمتعات دنیویه سبب سهولت حساب اخروی است، و تلخی دنیا شیرینی آخرت است.
طالب حق جل و علا تا از محبت ماسوای او تعالی بلکه از دید و دانش او نرهد، به مطلب اعلی نرسد.الصوفی کائن و بائن به همین اعتبار گفتهاند که صوفی از روی صورت و ظاهر هرچند با خلق است، لیکن از راه باطن و معنی از همه گسسته و وارسته است؛
دنیا سراسر محل فراق و اندوه است، موطن لقا، آخرت است حق سبحانه به اعمال آن سرگرم دارد تا لقای قیامت صورت بندد؛طالبان او در این دنیا، همواره جگر کباب و دیده پرآب اند و همه وقت سوگوار در سوز و گداز و بیقرار؛