
حضور به نوعی باشد که نفس حاضر نیز در میان نبود و رخت به صحرای عدم کشد و حضور خودبخود روی دهد.الله تعالی از رقت ماسوا محرر کند و در مدارج قرب ترقیات دهد
حضور به نوعی باشد که نفس حاضر نیز در میان نبود و رخت به صحرای عدم کشد و حضور خودبخود روی دهد.الله تعالی از رقت ماسوا محرر کند و در مدارج قرب ترقیات دهد
بعضی مردم، آسانی را در امور شرعی نمیبینند، به سبب تاریکی نفسانی و کدورت طبیعی آنهاست که ناشی از هوای نفس میباشد
فلاح حقیقی در ترک استیفای لذّات است مهماامکن و هر که مرتکب است و معالجهی آن در کار دارد نیز از مضرت آن رسته است.
در تکالیف شرعی، بدل آن را نیز جایز دانسته است؛ مثلاً در حال اعتذار، به جای وضو، تیمّم را جایز شمرده و یا اگر بنده در نماز به ایستادن قادر نباشد، میتواند در حالت نشسته ادا کند و کسی که به نشستن قادر نباشد
گفت روزی حضرت بایزید بسطامی رحمه الله بعد از نماز عصر دست به دعا برداشته بود، من نیز در آن دعا شریک بودم و دست برداشتهام آمین می گفتم؛ به طفیل آن دعا را بخشیدند
لذت وصال زیاده از لذت جنات نعیم است و الم فراق بدتر از ع لذت طاعت و فرمانبرداری صاحب حقیقی را زیاده از لذت محرمات باید دانست.ذاب جحیم.
خواهشهای نفسانی تو همچون ابری بر آفتاب استعداد تو سایه افکنده است.
حق جلّ جلاله بندگان خود را به اندازه توان و قدرتشان مکلّف کرده و در تکلیفشان، به نسبت ضعف خلقت بندگان، سهولت را مراعات نموده است
دوام حضور نسبت به باطن ممکن، بلکه واقع است علی الخصوص در طریقه ما، به کرم الله سبحانه این دوام یسیر الحصول است و در ابتدا دست می دهداین دوام به ظاهر متعسر است، چرا که ظاهر را که به کثرت آویخته است، از غفلت چاره نیست، و از خواب و اختلاط با مردم گذر نه.
وصایای حضرت ابو سعید خراز
عقل در حقیقت یکی است، امّا همین عقل را قبل از تزکیۀ نفس، عقل معاش و بعد از تزکیۀ آن، عقل معاد مینامند.
اوقات را به ذکر و مراقبه بسر برند، به حدی که دل را انقطاع تام از ماسوای خداوند متعال حاصل آید و تعلق حبی و علمی او از اشیا زائل گردد؛ حضور مع الله سبحانه وصف ذاتی دل شود و از تصنع و تکلف یادکرد وارد، چنانچه سمع صفت سامعه و بصر صفت باصره.
مقصود از فنای نفس زوال گرفتاری مادون حق سبحانه و تعالی است چه آفاق و چه انفس که سم قاتل و مرض مهلک است،
مؤمنان کامل آناناند که تجارت و خرید و فروش، آنها را از ذکر حق جلّ جلاله غافل نمیسازد.
سه چیز از نظرکعب الاحبار
چون آوان آخرالزمان است و دین سستی پیدا کرده است و #سنت متروک گشته و بدعت شایعه شده، تحصیل علوم و نشر آن در این طور وقت ظلمانی از اهم مهام است و #احیای_سنت محمدیه ﷺ از اعظم مقاصد.
بر خواهشات نفسانی نیندیش و بر حصول منافع دنیوی مغرور مشو؛ دل را از گرفتاری به غیر خلاص کن
اگر از احوال و مواجید هیچ ظاهر نشود و استقامت بر شریعت و سنّت و بر محبت حضرت ایشان[منظور پیر و مرشد] باشد، باکی ندارد و از حقیقت بینصیب نیست.
چهار چیز از نظر حضرت علی
دنیای فانی را به جای آخرت جاودان اختیار کردن، مانند این است که گردو را عوض الماس انتخاب کنند
رضای خدا
عمر چند روزه را در اهم امور که معرفت خداوند است صرف نمایند و احیای لیالی و گریه سحری را از مغتنمات شمرند و شبهای تار را به انوار و اذکار روشن دارند
مشائخ نقشبندیه رحمهم الله تعالی فرمودهاند که نظر بر قدم داشته باشید
معرفت شرط عبادت آمد و عبادت بیمعرفت صورت نبندد و چیزی که مطلوب بی آن تمام نشود آن چیز نیز واجب و مطلوب است.مقصود از خلقت انسان تحصیل معرفت خداوند است
وصایای حضرت علی
مطلوب رضای پروردگار
وحدت و کثرت ضد یکدیگرند؛ طالب وحدت را ترک کثرت ناگزیر است، هر قدر جهات کثرت با خود دارد همان قدر دور و مهجور است.
انسان نیکو کار وبدکار
وصول به مطلوب بی گذشتن از خود ممکن نیست.طالب حق جل و علا تا از لباس عاریتی منخلع نشود و از مادون او نرهد و از منتسبات تهی نگردد و از خود نگذرد، راهی بجناب قدس او سبحانه نیابد و متخلق به اخلاق باقیه نگردد.
دعای حضرت یونس
سبب آفرینش مخلوقات
وصایای ابوبکر صدیق
اوقات را معمور دارند و در اهم امور صرف نمایند و در سرّ و عقلانیه به خوف و تقوا بوند و قوت جوانی را مصروف طاعات سازند
تلوینات احوال بعضی طالبان را که در اثنای راه دست میدهد، پیش از وصول به درجه فنا و بقا از مطالب نیست و غیر حق تعالی است.
شریعت غرا عمل نمایید و سنت مصطفی ﷺ را در همه امور پیشوا سازید که نجات اخروی و وصول به درجات قرب الهی جل شانه مربوط به آن است و احیای لیالی و گریه سحری را غنیمت باید داشت و از انهماک در لذات فانیه محترز باید بود که باطن را مکدر و بی رونق میسازد و با همه کس خندان و گشاده ابرو باید پیش آمد
اگر بهشت بدون وصال حق جلّ جلاله نصیب عاشقان گردد، تأسّف و واویلاست و اگر دوزخ با جمال حق جلّ جلاله نصیب عاشقان شود، جای شوق است.
در جوانی خوف غالب یابد و در پیری، رجا،
حضور خدا در همه جا
وصایای سیّدنا حضرت امیر المؤمنین عمر
دلی که گرفتار غیر است، از وی چه توقّع خیر است؛ روحی که مایل به کهتر است، نفس امّاره از وی بهتر است.
نشانهٔ محبت
شریعت آن حضرت ﷺ مشتمل بر همۀ شرائع و قرآن کریم، بهترین و خلاصۀ همۀ کتب آسمانی و جامعِ خلاصۀ همۀ آنهاست؛
حقیقت بندگی و حلاوت طاعات وقتی به حصول انجامد که قبلهی توجه جز بارگاه صمدیت نبود و مرجع حقیقی در همه امور حق سبحانه باشد
ایمان به معاد
جامعترین عبادات و مقرّبترین طاعات، ادای صلوة است
تاریکی وروشنایی دل
هدایت کردن حق سبحانه و تعالی بنده را به #صراط_مستقیم عبارت از آن است که هر ضیقی که در صدر وی بود دور کند و این امور را عین صواب و انسب بیند و به طوع و رغبت تام از این اشیا راضی گردد؛
ظاهر انسان به ظاهر شریعت و باطن انسان به باطن شریعت که حقایق و اسرار است، آراسته باشد.
حقیقت نماز
هر رنج و الم که میرسد، چون به تقدیر و اراده خداوندی است، غیر از رضامندی چاره و گذر نیست. بر وظایف طاعات چُست باشند و بر اوجاع امراض صبر و شکیبایی نمایند و عافیت را از کرم او سبحانه طلب نمایند