23 5 1400
یادکرد در عرفان

ياد كرد معنايش اين است كه هميشه خداي متعال را به نحوي كه مرشد به او تعليم داده و بدون غفلت ذكـر كنـد؛ مقصود از ذكر اين است كه دل هميشه همراه حق تعالي (با)وصف محبت و تعظيم، حاضر باشد. زيرا معناي ذكر دور كردن غفلت است

23 5 1400
بازگشت در عرفان

بازگشت عبارت است از: بازگشت از ذكر پس از چند مرتبه ذكر كردن؛ مثلاً بعد از سه مرتبه يا پنج مرتبه به درگاه قاضي الحاجات با كمال فروتني و تواضع رو مي كند و به درگاه او با تمام همّت خود دعا مي كند.

23 5 1400
اخلاق زیبا

اسلام زیباست و به اخلاق زیبا دعوت میکند

23 5 1400
دور کردن وسوسه

شايسته است كه سالك در مرحله ي اول انديشه ها و وسوسـه ها را از دل خود دور سازد؛ چرا كه هـر گاه اين وسوسه ها ظاهر شود، نفس به آن متمايل شده و از آن تأثير مي پذير

23 5 1400
مقام در عرفان

مقام عبارت است از آنچه که ثابت و محقق می گردد به آن بنده از روی منازلی که در آداب دارد. پس مقام هر کسی موضع اقامت وی و مشغولیت وی از زحمت و ریاضت است و شرطش چنین می باشد که از یک مقام تا زمانی که احکام آن مقام را کامل نکرده است به مقامی دیگر ارتقاء نکند؛

23 5 1400
ندای بخشش از آسمان

هیچ قومی نیست که گرد آمده باشند و خدای تعالی را ذکر کنند و اراده دیگری غیر از رضایت خداوند متعال را هم نداشته باشند مگر آواز دهنده ای از طرف آسمان به آنها ندا می‌کند که از مجلس ذکر برخیزید در حالی که گناهان شما بخشیده شده.

23 5 1400
ذکر زبانی با حضور قلب

من با بنده خود هستم وقتی که مرا یاد می کند و لبانش به یاد من حرکت می کند. خدای تعالی می فرماید: در روز محشر حاضرین خواهند دانست که اهل کرم چه کسانی هستند. گفته شد: ای رسول خدا، اهل کرم چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی هستند که در مجالس ذکر می‌باشند.

22 5 1400
ذکر دل

ذكر، مي تواند هم با دل و هم با زبان باشد و بهتر آن است كه با هر دو باشد و اگر اكتفاء بر يكي نمود، پس ذكر دل، بهتر است. و اگر دل در ذكر كردن بهتر از زبان باشد؛ پس رتبه دل بهتر از زبان است.

22 5 1400
جواهر مجرد

هر گاه عنایت و مهربانی حق تعالی شامل حال بنده شود، او را برای خدمت به ولیّ کاملی از اولیاء خود می رساند و آن ولیّ، ابتدا ذکر را به او تلقین می کند و اورا به ریاضت و مجاهدت برای پاکی و تزکیه باطن و صفای آن،امر می کند.

22 5 1400
راز تلقین

بدان ای برادرم که راز تلقین جز این نیست که آن ارتباط و تعلق دلها با یکدیگر تا رسول الله (ص) و حتی تا خدای عز و جل می باشد.

22 5 1400
علاج امراض باطنی واجب است

هر امری که واجب جز با آن کامل نشود، خود آن چیز هم واجب است علاج امراض باطنی واجب است اهل طریقت اتفاق نموده اند که بر انسان لازم است مرشدی بگیرد، تا او را در دور کردن صفات رذیله ای که وی را از حضور خدا در دلش باز می دارد، راهنمایی کند؛ تا نماز او صحیح شود.

22 5 1400
بیعت مسنونه

دست خدا در وفا کردن به آنچه که ایشان را از فضل و رحمتش وعده نموده است ؛ بالای دستشان است. البته بیعت لازم و ضروری است تا آنکه با خداوند متعال ملاقات نماید و هر کسی که پیروی از بیعت شوندگان را بشکند ، پس برای همیشه در دوزخ خواهد بود.

22 5 1400
ثمره توبه در آخرت

مسلمانی که عقیدۀ کامل داشته و عمل نیک نکرده باشد و بدون توبه بمیرد، معامله او واگذار به ارحم الراحمین است

22 5 1400
مقام ولی و دوست خدا

كسي كه به ولي و دوست من آزار رساند؛ بي شك جنگ و كارزار با من را حلال دانسته است .

22 5 1400
اخلاق حسنه

گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن مثل رود

22 5 1400
رفع حجاب از بینایی قلب

مقصود از سیر و سلوک، رفع حجاب از بینایی قلب است و تجلی صفات پروردگار در قلب سالک و این همان سفری است که انسان به خاطر آن خلق شده است.

22 5 1400
خلوت در انجمن

از برون در میان بازارم و از درون خلوتی است با یارم

22 5 1400
لزوم بیعت

کسی که اراده وصول به منزل مقصود را دارد بر اوست که طریق را از مرشد کامل درخواست کند.مرشد دست مرید خود را گرفته و او را به بلندترین درجه ای که خودش رسیده است،می رساند

22 5 1400
مرید و مراد

مریدآن است که ازهرچشم داشت وانتظاری قطع نظرمیکند خاص برای خدا واز آرزوی خود نیز،خود را جدا میکند. مرید به پای خودمنزل به منزل میرود و مرادمانندپرنده پرواز مینماید.

22 5 1400
صحبت شخص صالح

نقل مکتوب را برای شما فرستاده‌ام. از آنجا می‌فهمید که کار صحبت است

22 5 1400
نفس و روح دو سلطان مختلف

در وجود انسان، دو سلطان مختلف سلطنت و حکمرانی می‌کنند که هر یک دارای قدرت‌های جداگانه‌اند و بدن انسان ملک ایشان است.

22 5 1400
حجة السالكين فی رد المنکرین

ای برادر دیــده حق بین گشـا ، تـا گشـایـد دیـده قلبـت خــدا از سر انصاف بین در این کتاب ، فیض روحانی ازاین شاهان بیاب

22 5 1400
حسن دنیا و آخرت

گرفتاری به حسن این جهان، ناپسند و گرفتاری به حسن آن جهان پسندیده است

22 5 1400
وجود، وجد، تواجد

«وجود» عبارت از فراخی دریچه وجد است به خاطر خارج شدن به فضای دریافت و دیدار